محمد علي حزين لاهيجي

48

فتح السبل ( فارسى )

شايع شده از گفتن به نوشتن انجاميده به تصنيف و تدوين پرداختند و تدريس كتب مؤلّفه متعارف شد و اصول و قوانين وضع كردند و فنّ حاصل شده از آن گفتگو را مسمّى به « كلام « 1 » » ساختند . و اصحاب « و اصل بن عطا » به علّت اعتزال مذكور « معتزله » « 2 » خطاب يافتند و به سبب خلاف و جدال تعصّبات و احقاد در ميان ارباب اين فن تولد نمود ، جماعت معتزله تقويت آراى عقليّه نموده آيات و اخبارى كه در ظاهر مطابق با احكام عقول نمىنمود تأويل بر نهج عقل نمودند . [ حدوث اهل سنّت ] و طايفهء مخالف ايشان بنابر خصومت و صرفه كه منظور داشتند متمسّك و مصرّ به حفظ ظاهر شده ردّ و تقبيح تأويل كرده آراى معتزله را بدعت در دين دانسته ايشان را مبتدعه خواندند و خود را در برابر ايشان به اهل سنّت و جماعت تعبير مىنمودند . [ رد اجمالى بر اهل سنت ] و دليل واضح بر ضلالت ايشان همين كافى است كه اين قوم در مسائل فرعيّه كه شرعى محض است رأى و قياس عقلى را معتبر مىدانند و در اصول دين و حقايق علميه كه عقلى صرف است رأى عقول را اعتبار نمىكنند ؛ تا آنكه اكثر و اغلب ايشان به كفر تجسيم ، و عامهء ايشان به ضلالت تشبيه گرفتار شدند . و اين به علّت آن شد كه سدّ باب تأويل مطلقا نموده آيهء « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » « 3 » و امثالها و حديث رؤيت و

--> ( 1 ) . در وجه تسميه علم كلام به كلام وجوهى ذكر است نك : المواقف صص 8 - 9 و شرح العقائد النسفية ، چاپ بغداد سال 1326 ه ، ص 15 به نقل از بحوث في الملل و النحل ج 3 / 20 . ( 2 ) . در خصوص پيدايى اعتزال و آراء ديگر نك : التراث اليونانيه في الحضارة الاسلامية ص 173 ، ادب المعتزله 100 ، بحوث في الملل و النحل ج 3 / 155 . ( 3 ) . طه ( 20 ) 5 .